X
تبلیغات
کارگاه مجازی ادبیات - داستان خود ارضایی یک داستان زنانه-طلیعه نورانی
 
داستان خود ارضایی یک داستان زنانه
نقدی بر داستان خود ارضائی

اگر این بحث "محور فورتاک "را قبول داشته باشیم داستان خود ارضایی کاملا یک داستان زنانه است همچون شخصیت خام داستان مهندس. داستان نرم بدون اوج و فرود و خطی .اگر که منظورمان از خطی بودن سیالیت زمان نباشد .که ای کاش پختگی عمل نویسنده به عوض کردن زمان محدود نمی شد اگر شخصیتها راوی و سیال می شدند و زاویه دیدها عوض میشد بدون شک داستان روحی پویا می یافت.شاید اولیین برخورد زنانه من با این جمله
مثلث پاها شکل گرفت که به یاد این تصویر زنانه پگاه احمدی می افتم
این مثلث تنگ(الت تناسلی زنانه).که باز این تصویر خام زنانه همچنان  تنها توی فضای خشک داستان مثل دیالوگهای خشک و دست چند سینمایی تنهاماند!.نمی دانم چرا توی داستانهای مدرن ایرانی همیشه تنهایی یک بعد دارد یک کلمه است و وقتی می خواهد بعد خارجی پیدا کند تمام جامعه را مثل بیماری کوری می بلعد این مرد این شخصیت تنهاست از زندگی گذشته خود زجر می کشد دوست ندارد فردای خانواده اش مثل دیروز خودش باشد اما هیچ عملی نمی کند تنهاست و فقط تنهایی  توی کلمه اش خلاصه می شود تنهایی برای من رنگ دارد طعم دارد مزه دارد  این زوایای تنهایی توی داستان نیست این تلاش برای تنها نبودن و این طعم وجدان و اخلاق پوسیده  شده کارگر زنی که دستمالی میشود اما می ماند که ظرف ها را بشورد بعد حتما میرود بیچاره کمونیست و شاید ماندن بهتر است.
من ملتمسانه معذرت می خواهم اما منظور این دیالوگ چیزی جز این برای من نیست و اگر نویسنده می خواسته رنگ این وجدان طبقه کارگر را به من بنمایاند سخت شکست خورده .و این کارگر مرد که امشب را میرود تا در کنار خانواده باشد امشب که پول برایش مهم نیست
نمیدانم ...وقتی داستایوفسکی می خوانم همیشه می فهمم شخصیت اصلی رمان تنهاست از گذشته بیزار است از اینده بیمناک است و این همان هیولای زمان است که مارا می بلعد و جالب آن وقتیست که میبینیم تمام شخصیت های رمان تنها هستند همه به هم اویزان میشوند همدیگر را تحقیر می کنند اما در جایشان می مانند چون به شدت از تنهایی می ترسند اما باز هم تنهایند .تنهایی انها  توی قصرهای رنسانسی توی زیرزمین های نمورقوطی کبریتی  روسی به شدت نمایان است اما تنهایی این شخصیت توی بزرگی خانه نو گم شده است.توی تجربیات داستان خوانی و داستان نویسی این چند ساله در یافته ام که اکثر داستان نویسان درخشان مدرن ابتدا از شیوه داستان نویسی سیال شروع می کنند و این شاید بهترین تجربه است گرچه خام اما مسلما این شهامت  در آینده به سر انجام خواهد رسید